خانه | تماس با ما | تمديد کارت AIPS
اخبار انجمن
پايان همايش روزنامه نگارى ورزشى در آسيا/ برگ زرينى در كارنامه انجمن ورزشى نويسان ايران
»
پيام جياني مرلو رييس انجمن جهاني ورزشي نويسان(ايپز) به سمينار بين المللي ورزشي نويسان
نخستين سمينار بينالمللي روزنامهنگاران ورزشي آسيا گشايش يافت
سمينار بينالمللي روزنامهنگاران ورزشي ـ تهران احمدي: نمايندگان 10 كشور اعلام آمادگي كردهاند اساتيدي از آلمان، سوئيس و ايران تدريس ميكنند
پيام تسليت انجمن ورزشي نويسان به مناسبت درگذشت شادروان حسين حيدري
انجمن جهاني
AIPS International Sports Press Association
بخشهاي قاره ای انجمن جهاني
حاميان انجمن
PEO سازمان تربيت بدني جمهوری اسلامي ايران
NOCI کميته ملي المپيک جمهوری اسلامي ايران
مشروح دومين نشست بررسي چالشهاي روز ورزش احمدي: برنامه پنجم گره گشاي معضلات نيست *** گودرزي: دو مدير ورزشي در 9 دوره مديريت! درابتداي اين جلسه دكتر "گودرزي" رييس دانشكده تربيت بدني دانشگاه تهران، مديريت ورزش كشور در دوران بعد از انقلاب را به 9 مرحله تقسيم كرد و گفت: در مديريت اول با توجه به شرايط موجود قدرت قانوني و اختيارات لازم براي برنامهمحوري وجود نداشت و بنابراين برنامهاي در ورزش شاهد نبوديم چون شرايط تحقق آن را نداشتيم. سپس مديريت دوم با رويكرد برنامه روي كار آمد اما با توجه به شرايط نتوانست كاري از پيش ببرد. ما به لحاظ منابع انساني بخصوص در حوزه مديريت ضعيف هستيم. گسيختگي ورزش كشور و بيبرنامگيها تا پايان مديريت دوم ادامه داشت. گودرزي افزود: در مديريت سوم داشت احساسات به سمت عقلانيت ميل ميكرد و بخشهاي مختلف ميگفتند كه ورزش كشور بر اساس چه برنامهاي پيش ميرود اما من شاهد بودم در مديريت سوم هيچ برنامه يا سرفصلي ارائه نشد كه بتواند ورزش را جلو ببرد. تلاش مديريت سوم اين بود كه بين نهادهاي مختلف هماهنگي ايجاد كند اما به شكلي كدخدامنشي نه به صورت نهادينه و قانونمند. در همان زمان شوراي نهادهاي ورزشي تشكيل شد. در مديريت چهارم طرحهايي به وجود آمد كه يا به بلوغ نرسيده بودند يا زمان مناسب نبود و يا جميع جهات رعايت نشده بود. بنابراين عملا برنامهاي كه سرفصل، جهت و بودجه پيشبيني شده داشته باشد به وجود نيامد. وي در ادامه تاكيد كرد: در مديريت پنجم شاهد رشد يك سري مسائل عجيب در ورزش شديم. رويكرد قهرماني و قهرمان پروري بدون برنامه مورد توجه قرار گرفت و در نتيجه مديريت به سمت تثبيت وضع موجود پيش رفت. مديران غير ورزشي عموما رويكردشان حفظ وضع موجود و استفاده از آوردهاي ديگران است. در اين دوران اين روحيه قهرمان پروري جاي خود را به لمپن پروري داد و حاكميت لمپنيسم در ورزش ايجاد شد و كار به جايي كشيده شد كه ما هنوز در حال زدودن اين زنگار از ورزش هستيم. رييس دانشكده تربيت بدني دانشگاه تهران خاطرنشان كرد: مديريت ششم به اين نتيجه رسيد كه توسعه نيافتن ورزش به دليل نبود زيرساختهاي كافي است و در همان زمان طرحي ارائه شد تحت عنوان بيستمين سالگرد انقلاب اسلامي. بر اساس اين طرح بنا شد تا پايان سال 1377 بايد 1377 سالن ورزشي در كشور ايجاد شود چرا كه اگر اين كار انجام شود ساير مشكلات ورزش كشور نيز حل خواهد شد. در سال 78 در مركز پژوهشهاي مجلس ديديم كه تنها 25 سالن ساخته شده است آن هم بدون برنامه و بدون عنايت به پيشنيازهاي ورزشي. گودرزي به مديريت هفتم اشاره كرد و گفت: در اين دوران تحت تاثير حكم رييس جمهور وقت كه به رييس سازمان تكليف ميكند ورزش بايد استراتژي داشته باشد مديريت وقت اقدام به طراحي برنامه ميكند. تيمي را جمع كرده و نظام جامع ورزش كشور نوشته ميشود. وي افزود: در مديريت هشتم ميبينيم كه بيبرنامگي همچنان به قوت خود باقي است. در دو المپيك تعداد مدالها 6 مدال بود. دوره قبل مديريت استراتژيك قول داد كه اين 6 مدال را به 12 مدال افزايش دهد. اما ديديم كه المپيك قبل ايران تنها دو مدال طلا به دست آورد و اين نشان ميدهد كه در تحليل شرايط بيروني و بررسي نكات دقيق و تعيين وضع موجود دچار اشتباه بودند. بنابراين حفظ موجود،روشن نبودن رويكرد اصلي سازمان ورزش كشور ـ كه معلوم نيست ورزش قهرماني، حرفهاي يا تعليم و تربيت ميخواهيم ـ مهمترين مشخصه مديريت هشتم بود البته در اين دوران زيرساختهايي نيز ساخته شد. عضو هيات علمي دانشگاه تهران در ادامه به مديريت نهم اشاره كرد و گفت: من تا اين لحظه از رييس سازمان تربيت بدني و اصليترين متولي ورزش كشور برنامهاي نديدهام. البته ديدهام كه ايشان خيلي يادداشت برميدارند اما كي ميخواهند اين يادداشتها را در قالب برنامه عمل كنند واقعا نميدانم. اين مختصر تحليلي بود كه من طي اين 30 سال با آن زندگي و پا به پايش حركت كردهام و اين مطالب را در جايي نخوانده ام. تا زماني كه يك استراتژي مشخص نشود و هدف قابل دستيابي تعيين نشود نه در اين مديريت نهم و نه در مديريت نوزدهم و در مديريت بيست و نهم كاري پيش نمي رود و وضع ورزش همين است و در روي همين پاشنه ميچرخد. حرف من از روي صداقت است و نميخواهم كسي را محكوم كنم. *** احمدي: مفاد ورزشي برنامه چهارم بلاتكليف رها شدند رييس انجمن خبرنگاران، نويسندگان و عكاسان ورزشي ايران طي سخنراني خود در نشست بررسي چالش هاي روز ورزش ايران و در تحليل جايگاه ورزش در برنامه پنجم توسعه تاكيد كرد: ما يك سند چشمانداز 20 ساله داريم كه براي 1404 جايگاه ايران را مشخص كرده و يك سند ملي است. قرار است همه مردم در همه سطوح دست به دست هم بدهند تا اين هدف كلان محقق شود. در سند آمده كه ايران بايد به جايگاه اول اقتصادي، علمي و فناوري در آسياي جنوب غربي دست يابد و در واقع هر اقدامي كه انجام ميشود بايد با اين سند چشمانداز همراستا باشد. وي افزود: به علاوه در ابلاغيه مقام معظم رهبري نيز يك سري سياست هاي كلي به رياست جمهوري در دي ماه 87 ارائه شده كه قرار بوده است مبناي تنظيم برنامه پنجم توسعه كشور با رويكرد پيشرفت و عدالت باشد. در اين سياست ها در فصل امور اجتماعي يك بند به ورزش اختصاص يافته كه اهتمام به توسعه ورزش در برنامه پنجم را به دولت يادآور شده است. دكتر احمدي گفت: از ديماه سال گذشته تا ديماه امسال دولت مراحل تدوين برنامه پنجم توسعه را انجام داده و پس از تصويب در هيات وزيران هفته گذشته رييس جمهورلايحه برنامهي پنجم توسعه را به مجلس ارائه داد و در حال حاضر مجلس بايد در يك كار فشرده، با توجه به تاخير دولت در تقديم لايحه برنامه به مجلس، تا پايان سال 88 تكليف آن را مشخص كند تا از ابتداي سال 89 شاهد اجراي برنامه پنجم توسعه باشيم. رييس جمهور در هنگام تقديم لايحه به مجلس نكاتي را در رابطه با برنامه پنجم مطرح كرده و ويژگي هاي متعددي را براي آن برشمرد. از جمله آن كه اظهار داشت كه "در مجموع دو هزار و 350 نفر از صاحبنظران دولتي، خصوصي، حوزوي و دانشگاهي در قالب اين كارگروهها سازماندهي شدند. بيش از 150 هزار نفر ساعت روي برنامه كار شد و بالاخره در بيش از 10 جلسه طولاني دولت برنامه به تصويب نهايي رسيد." رييس جمهور همچنين با تاكيد بر حركت به سمت افق 1404 به عنوان رويكرد برنامه يادآور شد:"حركت به نحوي خواهد بود كه نيمي از اين چشم انداز در برنامه پنجم محقق شود." وي خاطرنشان كرد: من سعي كردم نسخه نهايي برنامه پنجم توسعه تقديم شده به مجلس را پيدا كنم اما اين توفيق حاصل نشد و پيشنويس برنامه را در اين بررسي مدنظر قرار دادم كه بنا به اطلاع، تفاوت چنداني با نسخه نهايي ندارد. در اين پيشنويس در فصل اول با موضوع فرهنگ اسلامي ايراني در مواد 5، 7 و 9 به كلمه ورزش اشاره شده است كه ربط جدي به موضوع كلي ورزش ندارد. اما تنها در دو ماده اساسي يعني مواد 14 و 15 راجع به ورزش تكاليفي مشخص شده است كه در ماده 14 به منظور توسعه ساخت وساز و احداث مكان هاي ورزشي اختياراتي به سازمان تربيت بدني داده شده و در ماده 15 نيز موضوع اعتبارات يك درصد براي توسعه زيرساخت ها و توسعه ورزش قهرماني و همگاني پيش بيني شده است. احمدي ادامه داد: در يك نگاه كلي و با توجه به آنچه كه در برنامه پنجم در ارتباط با ورزش شاهد آن هستيم به نظر ميرسد در تدوين برنامه، آن هم با رويكرد عدالت و پيشرفت، و با اين مقدار زمان كار كارشناسي كه از سوي رياست جمهوري اعلام شده مطابقت چنداني وجود ندارد و همه نگاه به ورزش در طي پنج سال آتي در ورزش به ساخت و ساز و اعتبارت يك درصد معطوف شده و جهت گيري اساسي تري كه بتواند گره گشاي معضلات و مشكلات بيشمار ورزش كشور و حركت آن به سمت اعتلا و پيشرفت باشد، مشاهده نمي شود. وي افزود: در مقايسه بخش ورزش برنامه چهارم با برنامه پنجم توسعه بايد بگوييم كه در برنامه چهارم توسعه براي اولين بار به ورزش يك نگاه استراتژيك شد و نكاتي براي نخستين بار در آن مطرح شد كه ميتوانست در صورت اجراي دقيق و صحيح جهت و مسير حركت ورزش را در راستاي پيشرفت و توسعه قرار دهد. اين كه چه توفيقاتي در اجراي برنامه چهارم توسعه داشتيم جاي بحث است. اما در آن برنامه، علاوه بر مواد 169 و 170 كه از برنامه سوم در برنامه چهارم تنفيذ شده بود، ماده 117 نيز وجود داشت كه در 7 بند به برخي جزئياتي كه بايد در ورزش مورد توجه قرار گيرد نيز اشاره شده بود. احمدي خاطرنشان كرد: نكاتي چون اصلاح و روزآمدسازي ساختار تربيت بدني، ترويج فرهنگ ورزش، توسعه كمي و كيفي ورزش پرورشي و ورزش همگاني كه در واقع زيربنا و موضوع اصلي و اساسي ورزش كشور چه در بعد سلامت و چه در بعد قهرماني است، توسعه نظام استعداديابي، تقويت بخش غيردولتي و تعاوني و توسعه امور پژوهشي و تربيت نيروي انساني كيفي. بر اين اساس و بر مبناي آن چه كه در اسناد برنامه توسعه در كشور وجود دارد در واقع من نقش ورزش را در برنامه چهارم پررنگتر ميبينم. اميدوارم متوليان ارشد ورزش كشور، رسانه ها و ساير نهادهاي موثر حساسيت بيشتري در اين خصوص نشان دهند و به نظر من جايگاه ورزش ميتواند در برنامه پنجم توسعه در مراحل بررسي و تصويب از سوي نمايندگان مجلس شوراي اسلامي تصحيح وتكميل شود. وي اضافه كرد: اينجاست كه جامعه ورزش بايد واكنش نشان دهد و اميدوارم كه مجلس به اين مهم بيش از آنچه كه پيشنهاد شده است توجه كند. ما بايد با شركت در كميسيونهاي ذيربط و حضور جلسات، جايگاه ورزش را در برنامه پنجم توسعه پررنگ كرده و تا جايي كه مقدور است بتوانيم تكاليف بيشتري را به نفع ورزش در اين برنامه بگنجانيم. احمدي در ادامه به ارزيابي مركز پژوهشهاي مجلس و همچنين ارزيابي دولت از اجراي برنامه چهارم توسعه اشاره كرد و گفت: اين ارزيابيها نشان ميدهد كه توجه چنداني به مفاد برنامه چهارم توسعه از سوي متوليان امر صورت نگرفته و بسياري از مواد تكليفي برنامه احتمالا" به جهت مغايرت با سليقه ها و رويكردهاي مورد نظر مديران تربيت بدني بلاتكليف رها شده است. وي در ادامه به ارائه پيشنهاداتي پرداخت و گفت: لازم است احكام 117، 169 و 170 برنامه چهارم با حك و اصلاح لازم همچنان در برنامه پنجم تنفيذ شود. همچنين موارد ديگري نيز وجود دارد كه مي توان با اضافه كردن آن در برنامه، به تقويت جايگاه ورزش و حركت آن به سوي تعالي و پيشرفت كمك كرد. ازجمله: 1-در توسعه ورزش همگاني به ساير ظرفيت هاي خارج ار سازمان تربيت بدني توجه شود و ساير ارگانهاي عمومي و غيردولتي مثل شهرداريها مكلف به برنامه ريزي و توسعه امكانات و زيرساختها براي ورزش شهروندان باشند. 2- محيط حقوقي ورزش نيازمند تكميل، اصلاح و روزآمد سازي است و قوانين و مقررات در حوزه ورزش از فقر شديدي رنج ميبرد. در برنامه پنجم براي حل آن فكر و برنامه اي پيش بيني شود. 3- مراكز علمي تربيت بدني در كشور ارتباط و تعامل تعريف شده اي با ورزش كشور ندارند و لازم است در جهت توسعه ورزش در ابعاد همگاني و قهرماني ماموريت هاي ويژه اي براي آنان تعريف و مشخص شود. 4- باشگاههاي ورزشي به عنوان مهمترين نهادهاي ورزشي كشور، به لحاظ ساختار و تشكيلات، منابع انساني، وضعيت مديريتي، و برنامههاي مالي و اقتصادي در وضعيت مناسبي قرار ندارند و وضعيت فعلي آنها قابل تطابق با استانداردهاي مورد نظر نيست. متأسفانه در امر ساماندهي باشگاههاي ورزشي، تعريف دقيق و حقوقي باشگاه، تقويت حضور بخش غير دولتي و خصوصي در امر باشگاهداري، تأمين نيازها و تسهيلات مورد نياز باشگاهها، و بيان خواستهها و انتظارات ورزش كشور از اين نهاد مهم و تأثيرگذار اقدام جدي صورت نپذيرفته است. بايد اين واقعيت مهم را در نظر داشت كه اگر قرار است در ورزش قهرماني و در ميادين جهاني و المپيکي شاهد موفقيت و پيشرفت روزافزون باشيم، اين مهم بدون برخورداري از باشگاههاي ورزشي توانمند و كارآمد امكانپذير نخواهد بود. در اين بخش لازم است صريحا" دولت و نهادهاي دولتي از باشگاهداري و يا هرگونه هزينه گزاف و خارج از عرف نظام دولتي در اين رابطه منع و محدود شوند. 5- توجه خاص و ويژه به توسعه ورزش بانوان و ورزش دانش آموزان و دانشجويان دختر به لحاظ امكانات و زيرساخت ها در جهت تضمين سلامت جامعه و نسل فرداي كشور. 6- درنظر گرفتن تسهيلات و سياست هاي تشويقي در جهت ترغيب هرچه بيشتر بخش تعاوني و خصوصي براي سرمايه گذاري در توسعه فضاها و مكان هاي ورزشي و حمايت از توليدات ورزشي استاندارد. 7- توجه خاص به حفظ و بكارگيري سرمايه هاي انساني ورزش كشور و ايجاد سازوكار مناسب در جهت بهره گيري از دانش و تجربه خبرگان ورزشي و ميران ارشد ورزش كشور در جهت تصميم سازي و تصميم گيري در باره مسايل مهم ورزش كشور. *** زندي: چه كسي مفاد ورزشي برنامه پنجم را نوشته است؟ زندي دبير انجمن نويسندگان ورزشي در ادامه جلسه اظهار كرد: اشاره شد كه 150 هزار نفر ـ ساعت براي نوشتن برنامه پنجم توسعه كار شده است. خوشبختانه در اين جلسه حداقل 20 نفر از اساتيد بزرگان ورزش حضور دارند. من از شما ميپرسم آيا از هيچ كدام از شما براي نوشتن اين برنامه كمك خواستند. كدام يك از شما به قدر نيم ساعت در اين 150 هزار ساعت دخالت داشتهايد -اين سوال زندي با سكوت جمع مواجه شد- زندي افزود: من فكر ميكنم اگر با همين شيوه ادامه دهيم، برنامه پنجم كه هيچ، در برنامه ششم و هفتم هم موفق نخواهيم شد چرا كه ورزش چرخ شانزدهم گاري است و ما ورزشيها نيز از آن بيرون هستيم. ***قاسمي: آمده ام كه راهكار بگيرم در ادامه نشست بررسي چالشهاي روز ورزش دنيا، يكي از حاضرين خطاب به قاسمي پرسيد: شوراي راهبردي سازمان تربيت بدني در راستاي تدوين برنامه پنجم توسعه در بخش ورزش چه اقداماتي انجام داده است؟ كه دكتر حميد قاسمي در پاسخ به وي گفت: مشكلات برنامه پنجم را در دبيرخانه شوراي راهبردي پيگيري ميكنيم. من هم به اين خاطر به اين جلسه آمدم كه راهكارهايي را از اين جلسه بگيرم و به آنجا ببرم. دوستان ما از قبل يك پيشنويس نوشته بودند كه متاسفانه بعضي از موارد در پيشنويس وجود دارد كه در سند اصلي نيست و ما پيگير قضيه هستيم. ***گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله ماست... همچنين خبرنگار ايسنا پرسيد كاش اين جلسه زودتر برگزار ميشد حالا كه برنامه پنجم توسعه نوشته شده است در اين فرصت دو سه ماهه و تا قبل از تصويب برنامه توسط مجلس چه رسالتي بر عهده رسانه و دانشگاهيان و جامعه ورزش است و چگونه ميتوانيم مفاد ورزشي برنامه پنجم را ارتقا دهيم، كه گودرزي در پاسخ گفت: گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله ماست، آنچه البته به جايي نرسد فرياد است. متاسفانه فاصله بين جامعه علمي و جامعه ورزش وجود دارد و اين كار را مشكل ميكند. يك زماني يك رييس جمهوري خواست يك نفر از خود ما علميها را در راس سازمان تربيت بدني قرار دهد اما در همان زمان صف طويلي از خود ما جلوي در اتاق رييس جمهور ايجاد شد تا زيرآب اين نفر را بزنيم و فرد ديگري را جايگزين كنيم. گروه دوم هم زيرآب كانديداي نفر كانديد گروه اول را زدند. در اين شرايط هميشه ميدانيم كه گروه سوم كه از هيچ چيز آگاه نيست برنده است. خوشبختانه حالا در سازمان تربيت بدني پتانسيلي وجود دارد و آن اين كه چند نفر از اعضاي خانواده دانشگاه (قاسمي،جوادي پور،سجادي) در سازمان تربيت بدني هستند. از سويي اصحاب رسانه هم بايد موضوع را مطرح و باز كنند. ما نيز در دانشگاهها بايد كاري ريشهاي و بلندمدت انجام دهيم. هرچند كه من به آينده خوشبين نيستم. من 30 سال تجربه دارم و در اين شرايط به نظرم كاري نميشود مگر اينكه گوش شنوايي باشد كه بشنود. ما در اين مدت تشكل گذاشتيم نتيجه نگرفتيم. انجمن ورزشينويسان گذاشتيم، نتيجه نگرفتيم. چرا نشد، علت آن اين است كه ما ورزشيها كمتر توان ورود به زد و بندهاي سياسي را داريم. ما روحيات خاصي داريم. عامل ديگر به ويژگي صنفي ما برميگردد -همان مثالي كه در مورد صف جلوي دفتر رييس جمهور زدم-. عامل ديگر شايد اين باشد كه وقتي يكي از ما در سازمان قرار گرفت اطراف خود را مينگذاري ميكند كه مبادا چهار نفر ديگر هم به سازمان راه پيدا كنند. من اين گله را از دكتر قراخانلو هم كردم و گفتم شما به نمايندگي از ما رفتهايد و بايد فضا را در اختيار ما بگذاريد. ***طرح جامع ادبيات ما را قوي كرد در ادامه جلسه حميد قاسمي در پاسخ به صحبتهاي گودرزي و ساير حضار تاكيد كرد: خوشحالم از اين كه فرصت يافتم كه در اين جمع حاضر شوم. خدا شاهد است با همان نيتي كه هميشه در سر كلاسها براي بهبود و توسعه ورزش به دانشجويان ارائه ميدهيم به سازمان رفتم و اميدوارم در مدت زمان حضور خود بتوانم نقش ايفا كنم. ميدانيم كه تغيير شرايط، فضا و قدرت ميخواهد. همه آرزو و تلاش من و سجادي اين است كه از ما علميها هرچه بيشتر وارد سازمان شوند چرا كه هرچه بيشتر بيايند قدرتها بيشتر ميشود. چون هدفها به هم نزديك ميشود. ما داريم در كشوري زندگي ميكنيم كه هنوز نگاه تخصصي در اولويت نيست و اين مختص به ورزش نميباشد و هر از چندگاني از بين بهترينهاي ورزش، كمترين آنها كه من باشند انتخاب ميشوند و من اين موضوع را فرصتي ميدانم براي همه و از دوستاني كه تجربه دارند ميخواهم تجربياتشان را در اختيار من قرار دهند. وي در ادامه به طرح جامع اشاره كرد و گفت: با همه نقدهايي كه بر اين طرح وارد است ميتوان گفت كه حداقل طرح جامع يك ادبيات براي ما به وجود آورد و حداقل حالا همه تعريفي از ورزش همگاني، قهرماني و حرفهاي ميدانند و اين يك قدم به جلو است. حالا ميشود سرعت را بيشتر كرد. قاسمي تصريح كرد: در ادبيات دكتر گودرزي بياطميناني و نااميدي ديدم. اگر اينگونه باشد كه ما هم بايد كنار برويم و با حضور در دانشگاه درآمد بيشتري داشته باشيم و راحتتر هم نقد كنيم. من از سويي ديگر مشكل را متوجه خودمان در دانشگاهها ميدانم. من هم هميشه ميگفتم كه چرا از تحقيقات علمي استفاده نميشود، اما بايد گفت كه مشكل اصلي اين است كه مطالب علمي طوري نوشته ميشوند كه كساني كه بايد آن را اجرا كنند، مطلب را نميفهمند. بايد يك بازنگري در دانشگاهها انجام دهيم. بحث روز بايد از كلاسهاي درس شروع شود و به پاياننامههاي و رسالههاي دكترا بيانجامد. براي هر مشكلي بايد بتوانيم راهكاري ارائه دهيم. وي افزود: در تاييد صحبتهاي دكتر گودرزي ميگويم ما همدلي و همراهي لازم را نداريم و خيلي از ما يكديگر را قبول ندارند و فكر ميكنيم كه فقط آنچه خودمان ميگوييم درست است. با تاكيد ميگويم كه من خودم را از همه كوچكتر ميدانم و همه پيشنهادات شما را ميپذيرم. براي جمع آوري پيشنهادات اساسي تربيت بدني مسئله شوراي راهبردي ورزش را طراحي كرديم. از سوي ديگر از آنجا كه مسووليت دبيري انجمن علمي تربيت بدني را برعهده دارم در نظر داريم بانك اطلاعاتي در اين انجمن ايجاد كنيم و در آنجا اطلاعات همه متخصصان تربيت بدني و گرايش تخصصي آنها به صورت جز گردآوري كنيم. قاسمي تاكيد كرد كه من ميپذيرم خيليها از من بزرگتر و به بحث مشرفتر هستند اما اين تكليف براي من فراهم شده و از همه ميخواهم كه به من كمك كنند بايد با هم جلو برويم و تقسيم كار كنيم. نبايد نااميد باشيم چرا كه هر كدام از ما نقش مهمي داريم. گودرزي نيز در پاسخ به صحبتهاي قاسمي اظهار كرد: يك شعار هست كه گويا در دانشگاهها و در سازمان مطرح است: "آن كس كه ميتواند نميداند، و آن كس كه ميداند نميتواند" طبق گزارشي كه در ابتداي جلسه و براساس تجربه 30 ساله خود ارائه كردم ديديم كه از 9 مدير ورزشي هفت مدير فاقد صلاحيت فني و مهندسي بودند. آنها ميگويند ما ميتوانيم و دانشگاهيها نميتوانند. و دانشگاهيها ميگويند ما ميدانيم و آنها نميدانند و اين هر دو افراط و تفريط است چرا كه نميشود تجربه و علم را از هم تفكيك كرد . حضور دو تن از همكاران خود را در سازمان تربيت بدني به فال نيك ميگيريم و ما آن را نماينده خود ميدانيم. در پايان جلسه دكتر محمد احساني – هيات رييسه نشست بررسي چالشهاي روز ورزش دنيا به جمع بندي مطالب پرداخت و گفت: به اين نتيجه ميرسيم كه دانشگاه و سازمان با هم تعامل نميكنند. در هر صورت فكر ميكنم كه بايد دولتمردان را با اصطلاحات ورزشي آشنا كنيم چرا كه ما خودمان ميگوييم چه ميگوييم بايد آنها را با اين مفاهيم آشنا كنيم. فرض كنيم كه سعيدلو قدرتمند است و آن يك درصد هم قرار است واقعا وارد زمينه ورزش شود. وقتي برنامه نداريم بايد بر چه اساسي كار كنيم. وحيد مرادي و رضا مشحون نيز از ميهمانان اين نشست بودند. انتهاي پيام » تاریخ: 28 دي 1388
تاريخ ارسال:يكشنبه 25 بهمن 1388 - 11:29
کد:5927-1389
مجله AIPS
کليه حقوق خبری و تصويری سايت متعلق به انجمن نويسندگان ، خبرنگاران و عکاسان ورزشي ايران می باشد.